تبليغاتX
عکس نوشته ها
پیشه ام عکاسیست

باز محرم رسيد، ماه عزای حسين

سينه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسين

كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه

تا كه بگيرم صفا، من ز صفای حسين

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 18:43  توسط مهدی فرهمند  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 15:24  توسط مهدی فرهمند  | 

 برف شبانه

بی صدا شب تا سحر
یاران خود را خواند و گرد آورد
جا به جا
در راه ها
بر شاخه ها
بر بام گسترد
صبحگاهان
شهر سرتا پا سیاه از تیرگی های گنهکاران
ناگهان چون نوعروسی در پرندین پوشش پک سپید تازه
سر بر کرد
شهر اینک دست نیروهای نورانی است
در پس این چهره تابنده
اما
باطنی تاریک دودآلود ظلمانی است
گر بخواهد خویشتن را زین پلیدی هم بپیراید
همتی بی حرف همچون برف می باید

فریدون مشیری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 15:22  توسط مهدی فرهمند  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 19:12  توسط مهدی فرهمند  |